ابراهيم نبوی

معلوم بود و معلوم است و معلوم خواهد بود که « ماه عسل» دولت احمدی نژاد و بانو رو به اتمام است. این مراسم عروسی که خواستگاری آن بی سروصدا صورت گرفته و در تمام مدت نامزدی، داماد اصلا روی ماهش را به عروسی که قرار بود به عقد موقت چهارساله دربیاید، نشان نداده بود، در میان سروصدای فراوان برگزار شد و پس از آن داماد تنهایی یک سال به سفر رفت و در چهار قاره جهان با چیزهایی که هرگز ندیده بود، آشنا شد و چیزهایی که در چهار قاره جهان کسی قبلا ندیده بود، نشان داد. فعلا آقای داماد یکی دو ماهی است که به سرخانه و زندگی برگشته و مشغول بازی پاتختی و دیدارهای داماد سلام و عروس سلام است. به نظر می رسد که داماد از وقتی زندگی معمول را آغاز کرده، حالش خوب نیست و دلش می خواهد دوباره به ماه عسل برود.محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت گفت: « ماه عسل دولت رو به اتمام است.»

کیف های مصری
تکذیب شد. وزارت رفاه و امور مجلس که قویا قصد دارد کلیه نیروهای کم درآمد، غریب الغربا، راه ماندگان و ابن السبیل، زیر خط فقر، خواهران ویژه و برادران گرفتار مجلس را تحت حمایت قرار دهد، تا خودش هم در صورت لزوم تحت حمایت قرار بگیرد، اهدای کیف های یک میلیون تومانی را تکذیب کرد و اعلام کرد که این تعداد کیف اصلا قابل نمایندگان عزیز را نداشت، و کسانی که در مطبوعات سروصدا راه انداختند، باید بروند و بمیرند. قرار است وزارت مذکور برای مرحله بعد کوله پشتی هایی به این نمایندگان اهدا کند که وقتی به روستای پدری برمی گردند وسایل شان را در آن بگذارند.

گریه کنین مسلمونا! ثوابه
اصولا یکی از مشکلات جهان امروز این است که وقتی یک کاریکاتور ضد اسلامی در دانمارک چاپ می شود، بلافاصله بیست نفر از مسلمین ترتیب یک انفجار را می دهند، و صد نفر دیگر از مسلمین را می کشند. یا وقتی یک نفر در فرانسه یا ترکیه به شئونات اسلامی اهانت می کند، برادران مسلمان به جای اینکه او را از بین ببرند، که اینجانب با از بین بردن این اشخاص عمیقا مخالفم، می زنند و خودشان را از بین می برند. در نتیجه اتفاق مهمی که می افتد این است که در سه حالت ملت بدبخت و مومن عراق به شهادت می رسند:
حالت اول: در این حالت جنگ بین نیروهای اشغالگر و نیروهای مخالف اشغال صورت می گیرد و هفته ای ده نفر از طرفین کشته می شوند.
حالت دوم( قبل از اشغال): در این حالت صدام حسین رهبری کشور را در دست داشت و مردم هر روز کشته نمی شدند، بلکه هر چند سال یک جنگی راه می افتاد و دهها هزار نفر از مردم عراق دشمنان شان را می کشتند و خودشان کشته می شدند. در فاصله بین دو جنگ نیز صدام وقت می کرد و کسانی را که اضافه بودند بصورت دسته جمعی یا فردی از بین می برد.
حالت سوم: در این حالت چون هیچ قدرت متمرکزی در عراق وجود ندارد که مردم از آن بترسند، در نتیجه مردم وقت می کنند کار طبیعی شان را بکنند، یعنی شیعیان و اهل سنت تلاش می کنند همدیگر را نابود کنند که وقت دشمنان خارجی هم گرفته نشود. در یک عملیات فاجعه بار در شهرک صدر 202کشته و 250 زخمی شدند، در این عملیات سنی ها شیعه ها را کشتند.

یک فرقه عجیب و نه چندان جدید
من نمی دانم کجای این فرقه جدید است؟ البته می دانم که این فرقه عجیب است، اما جدید نیست. رسانه ها اعلام کردند که یک فرقه عجیب در فرانسه کشف شده است. که این فرقه به یک جنبش افراطی در آمریکا وابسته اند. اعضای این فرقه فرزندان شان را در خانه آموزش می دهند. و کودکان آنان با بقیه بچه ها ارتباط ندارند. اعضای این فرقه از رسانه های گروهی مانند رادیوتلویزیون و اینترنت اصلا استفاده نمی کنند.
توضیح: با وجود شباهت تمام خصوصیات اعضای این فرقه با مجاهدین خلق، به عرض می رسد که منظور از این فرقه مجاهدین خلق نیستند.

علی آباد در مقابل فیفا
بالاخره دعای امت شهیدپرور و احمدی نژاد مستجاب شد و فیفا ایران را به دلیل دخالت دولت در اداره امور فوتبال از تمام فعالیتهای بین المللی معلق کرد. این واقعه روح بخش و انقلابی را به امت شهیدپرور و رزمنده ایران تبریک گفته و از خداوند خواستار ادامه این برکات الهی هستیم. برای اقدام متقابل در مقابل فیفا، راه حل های زیر پیشنهاد می شود:
1) افزایش تولید اورانیوم به سرعت و اعلام آن به افکار عمومی جهان تا مردم جهان بفهمند ما چقدر جدی هستیم و دست از بازی های اینچنینی بردارند.
2) انفجار دفتر فیفا در سراسر جهان و سپس دعوت فیفا به مذاکره در شورای امنیت و همزمان با آن کمک به مردم لبنان تا آنها بتوانند ضعف های شان را در فوتبال جبران کنند.
3) کار روی تیم ملی برای اینکه آنها همگی به تیم وزنه برداری بروند و البته دوپینگ نکنند.
4) ایجاد جام جهانی اسلامی و جام ملت های مسلمان در سراسر جهان به جای جایگزین جام جهانی.
5) البته یک راه دیگر هم وجود دارد و آن اینکه علی آبادی از فدراسیون برود و دولت تیم فوتبال را رها کند به حال خودش. اما این موضوع عیب بزرگی که دارد این است که ممکن است مشکلات فوتبال کشور حل شود.

شور رنگی انتخابات
وزارت کشور واقعا تیم خوشفکر و عمیق و دقیق و حساب شده ای را برای برگزاری انتخابات برگزیده است. این وزارتخانه برای ایجاد شور و نشاط انتخاباتی و حضور سلیقه های گوناگون در انتخابات، صندوق های رای گیری را در رنگ ها مختلف انتخاب کرده که با این صندوق ها احتمالا شور انتخاباتی هفت و نیم برابر می شود.

روز خواهر وارد می شود
روز خواهر و سرودی از بسیجیان برای خواهران کشور عزیز ما ایران. در این سرود دل انگیز و نشاط بخش بسيجيان عزيز به مناسبت روز خواهر چنین گفته اند :
خواهرم در كوچه آرايش مكن
-از جوانان سلب آسايش مكن
- گيسوان از روسري بيرون مريز
- بر مسير ديدگان افسون مريز
-خواهرم ديگر تو كودك نيستي
- فاش مي گويم عروسك نيستي
خواهرم ، اين لباس تنگ چيست؟
پوشش چسبان؟؟؟خجالت نمي كشي ؟ حيا نمي كني ؟
شايد ندوني که من دوستت دارم ...
شايد ندوني که من عاشقتم ....
شايد هيچ وقت ندوني که قلب من به عشق تو مي تپه .....
اما اينو بدون که انرژي هسته اي حق مسلمه...

  
نویسنده : مرتضی حيدری ; ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ آذر ،۱۳۸٥

 

پرش یک رودخانه از روی دیگری!

تا به حال یه پل آبی دیدید؟ پل آبی در آلمان یک شاهکار به حساب میاد!

شش سال زمان... 500 ملیون یورو  سرمایه... 918 متر طول...

این یک پل کانالی بر روی رود "الب" است در راستای طرح وحدت و یکپارچگی آلمان قسمتهای آلمان شرقی و آلمان غربی سابق را به هم متصل می کند. این پل در شهر "مگ دبورگ" در نزدیکی برلین واقع شده است. این عکس در روز افتتاح این پروژه گرفته شده است.

این پل نه تنها نماد وحدت آلمان است، بلکه نشانه قدرت مهندسی نیز هست. تقدیم به همه کسانی که قدر پروژه های مهندسی را میدانند.

 

  
نویسنده : مرتضی حيدری ; ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ آذر ،۱۳۸٥

 

عضویت در ایران عشق   
نویسنده : مرتضی حيدری ; ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ آبان ،۱۳۸٥

فيلم منتسب به يك بازيگر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: حوادث
 
 
رييس پليس امنيت تهران بزرگ از دستگيري متهم پرونده فيلم منتسب به يك بازيگر مقارن ساعت 14 و 30 دقيقه روز پنج‌شنبه هفته گذشته در فرودگاه بين‌المللي امام خميني (ره) خبر داد.
به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، سردار عليپور با اعلام اين كه متهم در حالي در فرودگاه امام خميني (ره) دستگير شد كه از ارمنستان به تهران عزيمت كرده بود، افزود: اين فرد حلقه مفقوده پرونده بود كه با پيگيري‌هاي پليس امنيت، مشخص شد در شهر «ايروان» ارمنستان مشغول به كار و تحصيل است.
وي افزود: بر خلاف برخي شايعات، متهم كه دستيار يكي از كارگردانان معروف است به دوبي و سوئد فرار نكرده بود و تنها مقارن 27 مهر ماه سال جاري، چند روز پس از انتشار سي‌دي در تهران به ارمنستان متواري شده بود كه پس از دستگيري مدعي شد، در ارمنستان دانشجوست.
سردار عليپور خاطرنشان كرد: پيگيري اين پرونده با هماهنگي سه دادستان صورت گرفت و تحقيقات پليس جهت دستگيري فردي كه فيلم را از يك محفل خصوصي به جامعه كشانده، همچنان ادامه دارد.
به گزارش ايسنا وي افزود: متهم هم اكنون در بازداشت قرار دارد و مشخص نيست كه وي، خود، فيلم را در سطح جامعه منتشر كرده و يا شخص ديگري در توزيع اين سي‌دي از منزلش نقش داشته است.
رييس پليس امنيت تهران تاكيد كرد: پليس بين‌الملل در اين جريان وارد عمل نشد، چرا كه اطمينان داشتيم، پليس امنيت خود، متهم را دستگير خواهد كرد و تمامي مراحل پيگيري‌ منجر به دستگيري متهم توسط پليس امنيت تهران بزرگ انجام شد.
به گفته وي، متهم 25 ساله هم اكنون در بازداشت به سر مي‌برد و هنوز با بازيگري كه به ايفاي نقش در اين فيلم متهم بوده، مواجهه حضوري نشده است.
سردار عليپور با اشاره به اين كه اين موضوع، واكنش افكار عمومي را به دنبال داشته است، خاطرنشان كرد: به همين دليل بايد از پراكنده‌گويي و گمانه‌زني خود داري كرد.
رييس پليس امنيت تهران بزرگ تاكيد كرد: اين پرونده تا يك يا دو روز آينده با اطلاعاتي كه متهم دستگير شده در اختيار پليس قرار خواهد داد، تكميل مي‌شود

  
نویسنده : مرتضی حيدری ; ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ آبان ،۱۳۸٥

دسترسی به ماه

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  
نویسنده : مرتضی حيدری ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ آبان ،۱۳۸٥

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  
نویسنده : مرتضی حيدری ; ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ آبان ،۱۳۸٥

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


__,_._,___

  
نویسنده : مرتضی حيدری ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ آبان ،۱۳۸٥

شششش

 
 
 
 
 
 
 
 
  
نویسنده : مرتضی حيدری ; ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ آبان ،۱۳۸٥

کار دست استاده

  
نویسنده : مرتضی حيدری ; ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ آبان ،۱۳۸٥

دمت گرم

















 

  

نویسنده : مرتضی حيدری ; ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ آبان ،۱۳۸٥

مرد دو شلواره

مرد باشين مثل من

 

  نميدونم... واقعا داشتم شاخ در ميآوردم. پشت گوشي كه تعريف ميكرد هنگِ هنگ بودم.خلاصه براي عكس گرفتن از اين مهم راهي روستا شديم.تازه وقتي مخم به اوج هنگي خودش رسيد كه متوجه شدم اين پسره ۱۶ سالشم بيشتر نبوده كه دو تا عروس هم سن و سال خودشو با هم و تو يك عروسي به خونه ي بخت مي بره. تا يك زندگي تاريخي رو در كتاب تاريخ ايران ثبت كنه . هر كاري ميكردم كه با دوربينم از اين داماد و دوتا عروس كنارش عكس بگيرم مغزم فرمان نميداد... آيا مغز شما فرمان ميداد؟... هر كدام از زوجين ِ اين مرد شجاع كه در روستاي دهميان آخرين روستا از توابع كوهسرخ كاشمر زندگي ميكردند اظهار خرسندي و علاقه مندي از اين وصلت داشتند و شا داماد هم كه خوب عامل اين دسته گل بوده خوشحال ِ خوشحال تشريف داشتن و دليل اين كارش رو هم عشق و علاقه نسبت به همسرانش ميدونست!.جالب اين جا بود كه اين جوان مرد ۱۶ ساله ابتدا با دختر عمه ازدواج ميكنه و بعد به دنبال عشق و احساس دلش ميره كه يك نفر ديگه رو هم به عنوان همسر انتخاب ميكنه در واقع اين جوان دو تا دل داشته و دنبال عشق دومش رفته و مثل يك مرد دومي رو هم اختيار كرده و به خونه ي خودش برده تا با اين دو تا كد بانو يه زندگي سراسر خوشي رو شروع كنه البته كه چشم من آب ميخوره!!!!

ضميمه:البته كه شونه ي خودمو به شونش زدم...

ضميمه۲: قابل توجه بعضي ها كه گفته بودن مگه آدم ميتونه چند تا دل داشته باشه؟ خوب نمونش....!

  
نویسنده : مرتضی حيدری ; ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ آبان ،۱۳۸٥

 

http://www.takkhal.net/clip/fun/clip/00019.swf

http://www.takkhal.net/clip/fun/clip/00019.swf

http://www.takkhal.net/clip/fun/clip/00019.swf

http://www.takkhal.net/clip/fun/clip/00019.swf

http://www.takkhal.net/clip/fun/clip/00019.swf

  
نویسنده : مرتضی حيدری ; ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٥

سوری کروز دختر کتی هلمز و تام کروز

 
 
 
 
 
 
 
 
  
نویسنده : مرتضی حيدری ; ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٥

تصاویری از جاده مرگ در بولیوی

  

نویسنده : مرتضی حيدری ; ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٥

تاثير تحريم ها بر ورود كالاهاي سرمايه اي


در خبرها اينگونه آمده بود كه طي يك سال مديريت آقاي احمدي نژاد؛ واردات كالاهاي سرمايه اي از 39 درصد به 22 درصد در سال 1384 كاهش داشته است (

www.mrc.ir ) و با اين استناد فريادهاي بي برنامه گي اقتصادي دولت سر داده اند. هرچند استدلال آنها دور از واقعيت نيست اما به يك موضوع اساسي نيز در آن توجه نشده كه در ادامه به آن پرداخته خواهد شد.
كشورهاي در حال توسعه را اقتصاددانان به چند دسته تقسيم مي كنند 1- كشور هايي كه هم از لحاظ مالي و هم از لحاظ دانش و فن آوري دچار نقصان كامل هستند كه بايد به اين كشورها علاوه بر صادرات فن آوري، كمكهاي بلاعوض نيز بشود چون اين كشور ها توان بازپرداخت هزينه هاي انجام شده را ندارند. 2- كشور هايي كه از لحاظ دانش و فن آوري وضعيت مناسب و قابل قبولي دارند ولي بعلت مشكلات مالي توان توسعه و پيشرفت ندارند كه به اين كشور ها وامهاي بلند مدت با سود پايين اختصاص داده مي شود تا آنها بتوانند با اين سرمايه، توسعه همه جانبه را در كشور خود ايجاد كنند. 3- كشور هايي هستند كه از لحاظ مالي مشكلي ندارند ولي فاقد دانش و فن آوري مناسب هستندكه نمونه بارز آن كشورهاي توليد كننده نفت مي باشند كه از توان مالي گسترده اي برخوردار هستند اما در وضعيت نا بسامان اقتصادي به سر مي برند.
كشور ايران نيز جزو دسته سوم محسوب مي شود، به اين مفهوم كه بعلت وجود پول نفت ايران مشكلي در خريد و ورود فن آوري لازم براي توسعه اقتصادي ندارد. اما بعلت نوع روابط خود با جهان خارج تاكنون امكان خريد و ورود كالاهاي سرمايه اي مانند كارخانه ها را نداشته است و فقط معدود كشور هايي كه خود نيز جزو كشورهاي در حال توسعه مي باشند‍ ( مانند چين ) كالاهاي سرمايه اي كه از كيفيت و دانش پاييني برخوردار هستند را به ايران صادر كردند. مصداق اين گفته عدم سرمايه گذاري در بخش نفت ايران، توليد هواپيما، توليد اتومبيل، كامپيوتر، انرژي هسته اي و ده ها مورد ديگر كه خود عامل ايجاد مشاغل پايين دستي در كشور مي باشد. 
لذا اين استدلال كه دولت اقدام به ورور كالاهاي سرمايه اي نكرده است ، استدلال كاملي نيست بلكه بايد گفت ما كشوري هستيم كه پول داريم ولي كالاهاي سرمايه اي به ما فروخته نمي شود و لذا مجبور هستيم براي جبران توليدات داخلي از واردات كالاهاي مصرفي استفاده كنيم. اما چرا در دولت پيشين واردات به اين شدت نبوده است. كه جواب آن نيز دو سياست خارجي متفاوت است. آقاي خاتمي سياست تنش زدايي را سر لوحه خود قرار داده بود ولي توان از بين بردن تحريمها را نيز نداشت البته سعي مي كرد تعادل را نيز تا حد امكان رعايت كند. اما سياست آقاي احمدي نژاد كنار گذاشتن رودربايستي با كشور هاي پيشرفته و صاحب فن آوري است و عاميانه تر « مرگ يك بار ؛ شيون و زاري يك بار » مي باشد اين تيم معتقد است 27 سال كج دار و مريض رفتار كردن بس است و بايد هريك از طرفين منازعه حد و حدود خود را تعيين كنند و كشور بايد از بلاتكليفي اين سالها خارج شود و لذا رو دربايستي ها و ملاحظات آقاي خاتمي را در پيش نمي گيرند.
نتيجه آن نيز همين فشار ها يا به تعبير ديگر تحريم هايي است كه در بخش كالاهاي سرمايه اي رخ داده است و عده اي از كارشناسان بدون توجه به مسائل سياست خارجي ، آنها را فقط ناشي از نوع سياست اقتصادي دولت پنداشته اند.
 
  
نویسنده : مرتضی حيدری ; ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٥

كدام آمار و براي چه كار؟


سرشماري سال 1385 چند روزي است كه شروع شده است. اما آمار سرشماري توسط دولتها به چه كار مي آيد؟ و آيا در سيستمهاي موجود جهاني كه دولتها آمار ثبتي تمامي چيزها را دارند كاربردي دارد ؟ و آيا اين عمل صرف هزينه مجدد و زائد نمي باشد؟
 بايد گفت كه در اكثر كشورهاي جهان تمامي اطلاعات مربوط به شهروندان ، فعاليتهاي آنها و همچنين كالا و خدمات ثبت مي شود و حاكميت ها بر اساس اين اطلاعات اقدام به تصميم گيري يا همان برنامه ريزي خرد و كلان مي نمايند. در اين سيستم، تمامي اطلاعات موجود است و نياز به رايزني و لابي براي برنامه ريزي و تخصيص اعتبار توسط حاكميتها وجود ندارد. به تعبير ديگر حاكميت بطور دقيق و فني از وضعيت كشور آگاه بوده و هيچ نكته مبهمي در كشور برايش وجود ندارد. در اين سيستمها سرشماري نيم يا يك دهه اي فقط براي تصحيح اطلاعات ثبتي است تا  امكان هرگونه خطا را به صفر كاهش دهد.
در كشور ايران اين وضعيت چگونه  است؟ اطلاعات ثبتي در ايران تقريبا مختص به اداره ثبت احوال و وزارت آموزش و پرورش مي باشد و ما بقي اطلاعات يا وجود ندارد و يا به قدري ناقص [ و گاها محرمانه ] است كه قابليت استفاده در برنامه ريزي كشور را ندارد . بنابراين در ايران سرشمار نفوس مسكن براي تصحيح اطلاعات ثبتي نيست بلكه براي گردآوري اطلاعات خام از شهروندان است كه البته هرگونه خطا و اريب در اين اطلاعات باعث خطا در برنامه ريزي كشوري نيز خواهد شد مضاف بر اينكه اطلاعات خواسته شده در اين سرشماري به قدري محدود است كه قابليت برنامه ريزي بر اساس اين اطلاعات را ناممكن مي سازد و به هيچ وجهي توان جانشيني اطلاعات ثبتي را ندارد.
اما اطلاعات بدست آمده نيز كه بخشي از آن به صورت سرشماري و بخش ديگري به صورت نمونه گيري مي باشد علمي و قابل قبول نمي باشد. به اين مفهوم كه تعاريف بكار برده شده به نحوي است كه مورد اجماع برنامه ريزان كشوري نيست . به اين مفهوم كه از نظر اين سرشماري تمامي كساني كه طي چند روز در سال در آمد داشته باشند جزو شاغلين محسوب مي شوند حتي اگر اين درآمد از طرق دست فروشي، مسافركشي، باربري، دزدي، قاچاق فروشي،تن فروشي و غيره باشد كه از نظر اقتصادي جزو مشاغل كاذب مي باشد ؛ به اين گروه بايد محصل ها ، دانشجويان، سربازان و غيره را افزود كه خيلي از آنها بعلت نداشتن شغل خود را با اين فعاليتها سرگرم ساخته اند. به اين ترتيب در نتيجه گيري اين سرشماري وقتي صحبت از شاغلين مي شود تمامي مشاغل كاذب نيز كه شهروندان از سر اجبار و ناخواسته به آن تن داده اند نيز شاغلين محسوب شده و حاكميت براي اشتغال آنها ديگر اقدام به برنامه ريزي نخواهد كرد.( كم نشان دادن نرخ بيكاري )
دومين مشكل اين آمار گيري كم بودن شاخص ها يا مولفه هاي موضوعات آماري است به اين مفهوم كه براي شغل فقط چند گزينه شاغل و غير شاغل در نظر گرفته شده است. حال آنكه اگر حاكميت بخواهد بداند اين شاغلين چه نوع فعاليت هايي دارند و يا آيا شغل آنها كاذب يا مشروع مي باشد، هيچگونه اطلاعاتي توسط اين آمار حاصل نخواهد شد و لذا توقع برنامه ريزي دقيق در اين حوزه نيز بي معنا خواهد بود.
خاطر نشان مي شود مشكل آماري ايران فقط مختص به سرشماري ها نيست بلكه در نمونه گيري ها نيز اين خطا ها وجود دارد به اين ترتيب كه در اكثر مواقع آمار سازمان مديريت و برنامه ريزي كه توسط مركز آمار ايران تهيه مي شود با آمار بانك مركزي جمهوري اسلام ايران و دستگاه هاي ديگر متفاوت مي باشد كه در خصوص رشد اقتصادي، تورم و غيره هرماهه مي توان آن را  مشاهده كرد و اين تمايزات آماري نابساماني هاي برنامه ريزي را نيز به همراه دارند.
نتيجه آن كه بازنگري حاكميت در تهيه اطلاعات ضروري است و روند كنوني به غير از نابساماني در عرصه برنامه ريزي هاي خرد وكلان هيچ چيز ديگري به همراه ندارد.


  
نویسنده : مرتضی حيدری ; ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٥

پيروزي دموكراتها چه تاثيري بر ايران دارد؟


تيتر هاي چند روز اخير مطبوعات وسرخط هاي رسانه ها و سايتهاي خبري حكايت از شكست جرج بوش و كمي بي مبالات تر؛ آمريكا دارد! اما چه اتفاقي افتاده است؟ در انتخابات ميان دوره اي آمريكا دموكراتها بر جمهوري خواهان كه بوش سمبل آنها است، غلبه يافتند. اما اين چه تاثير در سرنوشت كشور ايران دارد؟ آيا آمريكا تحريمهاي ايران را فسخ مي كند؟ آيا از كدورت و دشمني با ايران دست بر مي دارد؟ آيا از افغانستان و عراق خارج مي شود؟ آيا از درياي خزر ، عمان و خليج فارس خارج مي شود؟ آيا پايگاه هاي نظامي خود را از منطقه برمي چيند؟ آيا ديگر كاري به حقوق بشر و حقوق اقليت ها در ايران ندارد؟ آيا دست از حمايت اسرائيل بر مي دارد؟ آيا به دوستان ديگر ايران مانند سوريه و لبنان كاري نخواهد داشت؟ آيا كشورهاي حاشيه خليج فارس را عليه ايران تحريك نمي كند؟آيا قيد خاورميانه بزرگ را مي زند و اين پروژه را لغو مي كند؟ آيا دشمنان انقلاب را از آمريكا بيرون خواهد كرد و آنها ديگر نمي توانند از داخل امريكا عليه ايران اقدام كنند؟ آيا ايران را از محور شرارت [ساخته خودش] خارج خواهد كرد؟  آيا از استراتژي عمليات پيشگيرانه يا پيشدستي كه همانا احتمال حمله به ايران مي باشد  صرف نظر خواهد كرد؟ و استراتژي دوستانه اي جايگزين آن خواهد ساخت؟ و ده ها سوال ديگر.
بطور حتم جواب هيچ يك از سوالات مثبت نخواهد شد. تنها تفاوت جمهوري خواهان با دموكراتها در سياست خارجي، اين است كه جمهوري خواهان اهل زدوبند هستند و مي توان با آنها معامله كرد، ولي دموكراتهايي كه اكنون راي آورده اند اهل هيچگونه زد و بند نيستند و با قاطعيت نظرات خود برديگران اعمال مي كنند. اگر جمهوري خواهان براي منافع خود در افغانستان و عراق و خاورميانه مواقعي حقوق بشر در ايران را ناديده مي گرفتند يا روي آن كمتر تاكيد داشتند، اما اين امكان در مورد دموكراتها وجود ندارد و اگر اكنون، مشكل ايران با جمهوري خواهان انرژي هسته اي و حمايت از مردم فلسطين مي باشد در آينده بايد حقوق بشر را نيز به آن افزود. به عبارت ديگر خام انديشان هستند كه تصور مي كنند فقط جمهوري خواهان جنگ افروز و ستيزه گر هستند و اين روند را نتيجه يك پروسه بعد از 11 سپتامبر كه تصادفا جمهوري خواهان نيز بر مسند قدرت بودند نمي دانند جنگ افروزي و ستيز براي تامين منافع امريكا در هردو جناح سياسي آمريكا وجود دارد و آن كشور برخلاف گروه هاي سياسي در ايران در مورد منافع ملي خود اتفاق نظر كامل دارند و منافع جناحي و گروهي را در معادلات خارجي دخيل نمي كنند.
بنابراين تاكيد مي شود رابطه ايران امريكا در آينده بهبود كه نخواهد يافت  هيچ بلكه حقوق بشر نيز به عنوان يك مولفه جدي در روابط خصمانه ايران و امريكا نقش با اهميت تري ایفا خواهدکرد كه از لحاظ داخلي خطر آن بيش از مولفه هاي دیگر است.


  
نویسنده : مرتضی حيدری ; ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٥

شاگردان امام صادق (ع)

محدثان، نام راويان موثق آن امام را گرد آورده‏اند كه شمار آنان، با وجود اختلاف در آرا و گفتار، به چهار هزار تن مى‏رسد. تنها ابن عقده زيدى در كتاب رجال خود چهار هزار راوى براى آن حضرت برشمرده و كتابهاى آنان را ياد كرده است تا چه رسد به ديگران. ابن غضايرى كه مستدركى بر كتاب ابن عقده نوشته، بر تعداد راويان امام صادق (ع) افزوده است. و تنها يكى از راويان آن حضرت به نام ابان بن تغلب سى هزار حديث از آن امام نقل كرده است. حسن بن على وشا گويد: «در اين مسجد، (مسجد كوفه) نهصد تن از مشايخ حديث را درك كردم كه همگى مى‏گفتند جعفر بن محمد چنين حديث كرد.

بسيارى از بزرگان فقها و برجستگان پهنه علم و دانش از پرورش يافتگان مكتب امام صادق (ع) بوده‏اند. از اين عده مى‏توان به كسانى همچون زرارة بن اعين و دو برادرش بكر و حمران، جميل بن صالح و جميل بن دراج و محمد بن مسلم طائفى و بريد بن معاويه و هشام بن حكم و هشام بن سالم و ابو بصير و عبيد الله و محمد و عمران حلبى و عبد الله بن سنان و ابو الصباح كنانى و بسيارى ديگر از فضلا اشاره كرد.

به غير از اين چهار هزار تن كه ذكر آنان گذشت، شمار بسيارى ديگر از دانشمندان برجسته و پيشوايان مذاهب اهل سنت و بزرگان علم از آن حضرت حديث نقل كرده و از بهره‏وران مكتب آن حضرت محسوب مى‏شده‏اند. از اين ميان مى‏توان به افرادى مانند يحيى بن سعيد انصارى و ابن جريح و مالك بن انس و سفيان ثورى و ابن عيينه و ابو حنيفه و شعبه و ايوب سختيانى و جابر بن حيان كوفى و ابان بن تغلب و ابو عمرو بن علاء و عمرو بن دينار و بسيارى ديگر اشاره نمود. از غلامان آن حضرت نيز كسانى مانند ابو يزيد بسطامى و ابراهيم بن ادهم و مالك بن دينار، از مكتب آن حضرت بهره‏ها بردند. علت انتشار علوم آن حضرت و كثرت كسانى كه از محضر وى كسب فيض كردند اين است كه وى اواخر حكومت‏بنى اميه و اوايل حكومت‏بنى عباس را درك كرده بود. آن حضرت حكومت‏بنى اميه را در زمانى كه به افول و ضعف گراييده بود درك كرد و توانست‏با كم شدن فشار و ترس از حكومت علوم پدران گرامى‏اش را انتشار دهد. همچنين زندگى آن حضرت در آغاز حكومت‏بنى عباس كه هنوز خاندان ابو طالب مورد حسد شديد واقع نشده بودند و بنى العباس خود را حكومتى برخاسته از نسل هاشم مى‏پنداشتند و امام صادق (ع) را از مفاخر خود حساب مى‏كردند، باعث مى‏شد تا آن حضرت با آزادى بيشترى به تعليم شاگردان و نشر علوم همت گمارد.

از آن حضرت در تفسير و در علم كلام ورد دهريون، روايات بى‏شمارى نقل شده است و كتاب توحيد مفضل براى نمونه‏اى از اين باب كافى است. همچنين از پاسخهاى آن حضرت در خصوص سؤالات فقهى و غيره كتابهاى فراوان و ارزشمندى تدوين شده است. اصول مهم و اساسى علم اصول فقه از آن حضرت فرا گرفته شده و چهار صد تاليف از چهار صد نويسنده درباره پاسخهاى آن حضرت در زمينه سؤالات اصول فقه پديد آمده كه به نام الاصول الاربعمائه مشهور است.

از كسانى كه در قرن دوم در علم تفسير و انساب معروف بودند، محمد بن سائب كلبى، اسماعيل بن عبد الرحمن سدى كبير و ابو حمزه ثمالى را مى‏توان نام برد. در فقه و حديث در آن دوره، بجز امام صادق (ع) ، ابو حنيفه امام مذهب حنفى و شاگردش ابو يوسف و مالك بن انس امام مذهب مالكى و محمد بن عبد الرحمن بن ابى ليلى و ابن جريح و عروة بن زبير و ابن سيرين كه از مفسران بنام بود، و حسن بصرى و شعبى از شهرت و آوازه بسيار برخوردار بودند.

در تاريخ و مغازى محمد بن اسحاق بن يسار و در علوم عربى معاذ بن مسلم هراء كوفى واضع علم صرف و در ستاره‏شناسى خاندان نوبخت و در ميان كتاب، عبد الحميد، يكى از نويسندگان بزرگ جهان و كاتب مروان حمار آخرين خليفه اموى، از آوازه بسيار بهره‏مند بودند.

از نويسندگانى كه جزو اصحاب امام صادق (ع) بودند نيز بايد از ابو حامد اسماعيل كاتب كوفى نام برد، و از شاعران و سخنورانى كه در عصر آن حضرت شهرتى به دست آوردند و برخى از آنان نيز در رديف مداحان وى بودند بايد سيد حميرى، اشجع سلمى، كميت و پسرش مستهل و برادرش ورد و ابو هريره ابار و ابو هريره عجلى و عبدى و جعفر بن عفان و سليمان بن قته عدوى و سيف و ابراهيم بن هرمه و منصور نمرى را نام برد.

  
نویسنده : مرتضی حيدری ; ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ آبان ،۱۳۸٥

آثار علمی امام صادق (ع)

1 - نامه امام به نجاشى والى اهواز كه به نام رساله عبد الله بن نجاشى شهرت دارد.

نجاشى مؤلف رجال گويد كه وى به جز اين رساله، تصنيف ديگرى از امام صادق (ع) نديده است. اما مى‏توان نظر نجاشى را چنين توجيه كرد كه اين تنها اثرى است كه به دست امام صادق (ع) تدوين شده و باقى آثار از جمله چيزهايى است كه توسط راويان آن حضرت جمع آورى شده است.

2 - رساله‏اى از آن حضرت كه صدوق در كتاب خصال آن را ذكر كرده و سندش را از اعمش به امام صادق رسانيده است. اين نامه حاوى احكام اسلامى از قبيل وضو و غسل و انواع آنها و نماز و اقسام آن و زكات، زكات مال و زكات فطره، و حيض و صيام و حج و جهاد و نكاح و طلاق، صلوات بر پيامبر (ص) و دوستى اولياى خدا و برائت از دشمنان خدا و نيكى به پدر و مادر و حكم متعه ازدواج و حج و احكام اولاد و كردار بندگان و جبر و تفويض و حكم كودكان و عصمت پيامبران و ائمه و مخلوق بودن قرآن و وجوب امر به معروف و نهى از منكر و معناى ايمان و عذاب قبر و بعث و تكبير در عيد فطر و قربان و احكام زنى كه وضع حمل كرده و احكام خوردنيها و نوشيدنيها و صيد ماهى و قربانى و گناهان كبيره و مسائلى از اين قبيل، مى‏باشد.

3 - كتابى در توحيد كه به خاطر نام روايتگر آن توحيد مفضل نام دارد. اين كتاب در رد دهريون و اثبات خداوند جزو بهترين كتابها به شمار مى‏رود و تمام آن در ضمن بحار الانوار موجود است. همچنين اين كتاب به صورت جداگانه با چاپ سنگى در مصر به چاپ رسيده است. و بنابر آنچه در مجله المقتبس خوانده‏ام اين كتاب در استانبول هم به چاپ رسيده كه هنوز آن را نديده‏ام.

4 - كتاب اهليلجة، اين كتاب هم به وسيله مفضل بن عمر روايت‏شده و در ضمن بحار الانوار موجود است. در مقدمه بحار آمده است كه سياق كتابهاى توحيد (مفضل) و اهليلجة بر صحت آنها دلالت دارد.

سيد على بن طاوس در كشف المحجة لثمرة المهجه در آنجا كه فرزندش را سفارش مى‏كند، گويد: به كتاب مفضل بن عمر كه امام صادق (ع) آن را بر وى املا فرموده بنگر كه درباره آثار و پديده‏هايى است كه خداوند آفريده است. و نيز كتاب اهليلجة را بخوان كه كتاب بس پرارزشى است.

اما در فهرست ابن نديم آمده است: نويسنده كتاب اهليلجة معلوم نيست و گويند آن را امام صادق (ع) نوشته است اما اين محال است. اما ابن نديم درباره علت محال بودن اين امر هيچ دليلى نياورده است.

5 - كتاب مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة كه منسوب به امام صادق (ع) است. اين كتاب همراه با كتاب جامع الاخبار چاپ شده است. اما مجلسى در مقدمه بحار درباره آن گفته است: در اين كتاب مطالبى آمده كه خواننده خردمند و مطلع را با ترديد مواجه مى‏كند. اسلوب اين كتاب شبيه ديگر سخنان و آثار ائمه (ع) نيست و الله يعلم. مؤلف كتاب وسايل در پايان كتاب هداية گويد: از جمله كتابهايى كه بر ما ثابت است كه قابل اعتماد نيست و از آنها نقل نكرديم كتاب مصباح الشريعة منسوب به امام صادق (ع) است. زيرا سند آن ثابت‏شده نيست و در آن سخنانى آمده كه مخالف با تواتر است.

صاحب رياض العلما نيز به هنگام ذكر كتابهاى مجهول و ناشناخته مى‏نويسد: مصباح الشريعة در اخبار و مواعظ كتابى معروف و متداول است. . . . بلكه اين كتاب از تاليفات يكى از صوفيان است. اما ابن طاوس و ظاهر عبارت سيد على بن طاوس در كتاب امان الاحظار نشان مى‏دهد كه وى بر اين كتاب اعتماد داشته است. زيرا در آنجا مى‏گويد: از جمله كتابهايى كه بايد با مسافر همراه باشد كتاب اهليلجة است. اين كتاب حاوى مناظره امام صادق (ع) با طبيبى هندى است كه درباره شناخت‏خداوند جل جلاله به طرزى عجيب و بديهى استدلال شده به طورى كه آن طبيب هندى پس از اين مناظره به الوهيت و يگانگى خداوند اقرار كرده است. همچنين كتاب مفضل بن عمر كه از امام صادق (ع) روايت كرده و در زمينه وجوه حكمت در خلقت گيتى و آشكار كردن اسرار آن است، بايد همراه مسافر باشد. اين كتاب در نوع خود بسيار شگفت‏آور است. و نيز كتاب مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة از امام صادق (ع) بايد با مسافر باشد. اين كتاب درباره سلوك به سوى خداوند و توجه به او و دستيابى به اسرارى كه در آن نهفته است، بس لطيف و گرانقدر است.

كفعمى در مجموع الغرائب روايات بسيارى را با لفظ قال الصادق از مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة نقل كرده است. شهيد ثانى در كشف الريبة و نيز در منية المريد و مسكن الفواد و اسرار الصلاة رواياتى از مصباح الشريعة نقل كرده و آنها را قاطعانه به امام صادق (ع) نسبت داده و در پايان برخى از آنها آورده است: آنچه گفته شد تماما از كلام امام صادق (ع) بود. سيد حسين قزوينى در كتاب جامع الشرايع، به هنگام ذكر مآخذ كتاب، گويد: مصباح الشريعة به شهادت شارح فاضل شهيد ثانى و سيد بن طاوس و مولانا محسن كاشانى و عده‏اى ديگر منسوب به امام صادق (ع) است. بنابراين، پس از تاييد اينان جايى براى تشكيك و ترديد در اين كتاب باقى نمى‏ماند.

6 - رساله آن حضرت خطاب به يارانش. كلينى اين رساله را در آغاز روضة كافى به سند خود از اسماعيل بن جابر از ابو عبد الله (ع) نقل كرده است: امام صادق (ع) اين رساله را براى اصحاب خود مرقوم داشت و به آنها دستور داد كه آن را به يكديگر درس دهند و در آن نظر كنند و آن را فراموش نكنند و بدان عمل كنند. اصحاب نيز اين رساله را در جايگاه عبادت خود در خانه‏هاشان گذارده بودند و چون از كار فراغ مى‏يافتند آن را مى‏خواندند.

كلينى در همان كتاب به سند خود از اسماعيل بن مخلد سراج نقل كرده كه گفت: اين نامه از طرف امام صادق (ع) خطاب به اصحابش ابلاغ گرديد، آغاز اين نامه چنين است: «بسم الله الرحمن الرحيم. اما بعد، از پروردگارتان عافيت طلب كنيد». آنگاه تمام نامه را ذكر كرده است. همچنين قسمتى از آغاز اين نامه در تحف العقول تحت عنوان رساله امام به گروهى از پيروان و يارانش، ذكر شده است.

7 - رساله امام به پيروان شيوه راى و قياس.

8 - رساله آن حضرت درباره غنايم و وجوب خمس در آنها. در تحف العقول اين قسمت و تا بخش شانزدهم از اين رساله، نقل شده است.

9 - سفارش امام صادق (ع) به عبد الله بن جندب.

10 - سفارش آن حضرت به ابو جعفر محمد بن نعمان احول.

11 - رساله‏اى كه برخى از شيعيان آن را نثر الدرر ناميده‏اند.

12 - سخنان آن حضرت در وصف محبت اهل بيت و توحيد و ايمان و اسلام و كفر و فسق.

13 - رساله آن حضرت درباره وجوه معيشت و كسب و كار بندگان و وجوه اخراج اموال.

امام (ع) اين نامه را در پاسخ كسى كه از وى درباره جهات معيشت‏بندگان كه در آنها كسب و كار و معامله بين يكديگر انجام مى‏دهند و نيز وجوه نفقات پرسيده بود، نوشت.

14 - رساله آن حضرت در احتجاج بر صوفيه كه آن حضرت را از طلب رزق و روزى نهى مى‏كردند.

15 - گفتار آن حضرت درباره خلقت انسان و تركيب او.

16 - كلمات قصار آن حضرت. ما برگزيده‏اى از اين سخنان را كه در تحف العقول نقل شده، در بخش حكم و آداب آن حضرت ذكر خواهيم كرد. در اين باره، كتابهاى ديگرى از امام صادق (ع) موجود است كه اصحاب آن حضرت بر اساس آنچه كه از وى روايت‏شده، گرد آورده‏اند. از اين رو منتسب ساختن كتب مزبور به امام صادق (ع) صحيح به نظر مى‏رسد. چرا كه املا خود يكى از طرق تاليف است. نجاشى در كتاب خود، نام پنج كتاب از اين قبيل را ياد مى‏كند و نحوه دستيابى خود را بدانها تذكر مى‏دهد. البته بعيد نيست كه برخى از كتابهايى كه نجاشى نام برده با آنچه قبلا ياد شد، تداخل پيدا كند. اين كتابها عبارتند از:

الف: نسخه‏اى كه نجاشى به هنگام ذكر زندگانى محمد بن ميمون زعفرانى از آن ياد كرده است. وى درباره محمد بن ميمون گويد: او از اهل سنت است و فقط يك روايت از امام صادق (ع) نقل كرده است.

ب. روايتى كه فضيل بن عياض از امام صادق (ع) نقل كرده است. نجاشى در شرح زندگانى فضيل گويد: او از مردم بصره و از ثقات اهل سنت‏بود و از امام صادق (ع) يك روايت نقل كرده است.

ج. نسخه‏اى كه عبد الله بن ابى اويس بن مالك بن عامر اصبحى همپيمان بنى تميم بن مرة بن ابو اويس، از آن حضرت نقل كرده است. نجاشى درباره او گويد: او نسخه‏اى از امام جعفر بن محمد (ع) روايت كرده است.

د. نسخه‏اى كه ابراهيم بن رجاء شيبانى نقل كرده است. نجاشى گويد: وى از امام جعفر صادق (ع) نسخه‏اى روايت كرده است.

ه. نسخه‏اى كه سفيان بن عينية بن ابى عمران هلالى نقل كرده است. نجاشى گويد: او نسخه‏اى از امام جعفر بن محمد روايت كرده است.

و. كتابى كه جعفر بن بشير بجلى روايت كرده است. شيخ طوسى در الفهرست گويد: جعفر كتابى دارد كه منسوب به امام صادق (ع) به روايت على بن موسى الرضا (ع) مى‏باشد.

ز. مجموعه رسايل آن حضرت كه جابر بن حيان كوفى آن را روايت كرده است. يافعى در كتاب مرآة الجنان گويد: امام صادق (ع) در علوم يكتاشناسى و غير آن سخنان ارزشمندى دارد. و شاگرد او، جابر بن حيان، كتابى در هزار برگ تاليف كرده كه رسايل آن حضرت را كه حدود پانصد رساله است، در برمى‏گيرد.

نگارنده: هيچيك از بزرگان شيعه، كه درباره رجال شيعه و اصحاب ائمه كتابها نوشته‏اند مانند شيخ طوسى و نجاشى و معاصران و پيشينيان و متاخران از آنها، درباره اينكه جابر بن حيان از شاگردان يا اصحاب امام صادق (ع) بوده است، سخنى نگفته‏اند. حال آنكه اينان در مذهب خود از ديگران آگاهتر هستند. البته در فهرست ابن نديم گفته شده است: شيعيان گويند كه جابر بن حيان يكى از بزرگان شيعه و ابواب آنان بوده است. ابن نديم در ادامه گويد: «شيعيان گمان مى‏كنند كه جابر از اصحاب امام صادق (ع) بوده است. . . و سپس گفته است: جابر كتابهايى در مذاهب شيعه دارد كه آنها را در جاى خود ياد خواهم كرد». البته تفصيل مطلب به هنگام شرح زندگانى جابر نقل خواهد شد. اين مطلبى بود كه ما در آغاز آن را نوشته بوديم، اما بعدا بر ما ثابت‏شد كه جابر بن حيان در زمره شاگردان امام صادق (ع) جاى داشته است.

ك. تقسيم الرؤيا، در كشف الظنون است كه تقسيم الرؤيا از تاليفات امام جعفر صادق (ع) است. در الذريعة آمده است كه ما سندى مبنى بر اين كه اين كتاب به كس ديگرى جز امام صادق (ع) منسوب باشد پيدا نكرديم. اما ظاهرا مى‏توان گفت كه اين كتاب تاليف يكى از شيعيان به استناد روايات امام صادق (ع) است.

آنچه گفته شد مربوط به كتابهايى بود كه تا كنون تدوين گرديده و به نامهاى خاصى شناخته شده است. وگرنه آنچه دانشمندان از آن حضرت در شاخه‏هاى گوناگون علمى همچون كلام و توحيد و ساير اصول دين و فقه و اصول فقه و طب و مناظره و حكمت و موعظه و آداب و غيره نقل كردند، آن چنان فراوان و بسيار است كه نمى‏توان آنها را برشمرد. و براى آگاهى از آنها بايد به كتابهاى حديثى كه متكفل جمع‏آورى سخنان آن حضرت شده‏اند، رجوع كرد.

  
نویسنده : مرتضی حيدری ; ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ آبان ،۱۳۸٥

امام به مرگ طبيعى جهان را بدرود گفته است،

در اصول كافى، ارشاد شيخ مفيد، كشف الغمه و برخى كتابهاى ديگر، از رحلت امام صادق (ع) به لفظ «مضى‏» «مات‏» و «قبض‏» تعبير شده است.

ظاهر اين لفظها نشان مى‏دهد امام به مرگ طبيعى جهان را بدرود گفته است، اما در فصول المهمه و مصباح كفعمى (به نقل مجلسى در بحار) نيز در كتابهاى ديگرى آمده است: امام را زهر خوراندند. 

ابن شهر آشوب در مناقب نوشته است ابو جعفر منصور او را زهر خورانيد و بايست چنين باشد، زيرا با كينه‏اى كه منصور از او داشت و بيمى كه از روى آوردن مردم بدو در دل وى راه يافته بود، آسوده نمى‏نشست. آنان كه با تاريخ زندگى اين مرد آشنايند، مى‏دانند او به كسانى كه براى رساندنش به مسند خلافت هر كوشش را به كار بردند، رحم نكرد و از جمله آنان ابو مسلم بود كه برپايى دولت عباسيان مرهون رنجهايى است كه او در اين باره بر خود نهاد. گناه ابو مسلم-چنان كه ازاسناد تاريخى بر مى‏آيد، اين است كه هنگام خلافت‏سفاح، به منصور چنان كه بايد حرمت نمى‏نهاد، پس طبيعى است كسى را كه از او مى‏ترسد و از علاقه و احترام مردم بدو آگاه است آسوده نگذارد و تحمل نكند. ولى چنان كه خواهيم ديد، به ظاهر از رحلت آن امام بزرگوار دريغ مى‏خورد.

كلينى به اسناد خود از ابو ايوب روايت كند: نيم شبى منصور مرا خواست. چون بر او در آمدم، بر كرسى نشسته بود و شمعى پيش روى داشت و نامه‏اى مى‏خواند و مى‏گريست. بر او سلام كردم. نامه را به سوى من انداخت و گفت: از محمد بن سليمان است. از مرگ جعفر بن محمد خبر مى‏دهد و سه بار «انا لله و انا اليه راجعون‏» را بر زبان آورد و گفت: كجا مانند جعفر يافت مى‏شود؟ سپس گفت: بنويس! در بالاى نامه نوشتم اگر شخص معينى را وصى قرار داده گردن او را بزن. چون پاسخ نامه رسيد، معلوم شد پنج تن را وصى خود كرده است: منصور، محمد بن سليمان، عبد الله، موسى و حميده. و در روايت ديگرى به جاى محمد بن سليمان، محمد بن جعفر است و به جاى حميده، مولايى از موالى ابو عبد الله و اضافه دارد: منصور گفت اينان را نمى‏توان كشت. 

يعقوبى از اسماعيل بن على بن عبد الله بن عباس روايت كند: بر منصور در آمدم، ديدم ريش او از اشك چشمش نمناك است. سبب پرسيدم، گفت: نمى‏دانى به خاندان تو چه رسيده است.

-امير مؤمنان چه شده؟ -سيد و عالم و باقى مانده گزيدگان آنان درگذشت.

-امير مؤمنان چه كسى؟

-جعفر بن محمد!

-خدا امير مؤمنان را مزد دهد و او را براى ما باقى گذارد.

-جعفر از آنان بود كه خدا در باره‏شان گفته است: ثم اورثنا الكتاب الذين اصطفينا من عبادنا  او از كسانى بود كه خدايش گزيد و از سابقان در خيرات بود. 

ابن فضال روايت كند: نزد ام حميده رفتم تا او را به رحلت امام تعزيت دهم. گريست و من از گريه او به گريه در آمدم. پس گفت: اگر ابو عبد الله را هنگام مرگ مى‏ديدى چيزى شگفت مشاهدت مى‏كردى. چشم خود را گشود و گفت: هر كس را با من خويشاوندى دارد گرد آوريد. همه را گرد آورديم. بدانها نگريست و گفت: شفاعت ما به كسى نمى‏رسد كه نماز را سبك بدارد. 

كلينى به روايت‏خود از امام موسى بن جعفر روايت كند: من پدرم را در دو جامه شطوى  كفن كردم كه آن دو، جامه احرام او بود و در جامه‏اى از جامه‏هايش و عمامه‏اى كه از على بن الحسين بود براى آنكه آن را به چهل دينار خريده بود. 

يكى از اصحاب آن حضرت گفته است: بر او در آمدم موسى بن جعفر پيش روى او نشسته بود و او وى را وصيت مى‏كرد. آنچه از آن وصيت‏به ياد دارم اين است:

پسركم وصيت مرا بپذير و گفتارم را به خاطر سپار. اگر آن را به خاطر سپارى خوشبخت زندگى خواهى كرد و ستوده خواهى مرد.

پسركم! آنكه بدانچه خدا بدو داده قناعت كند بى‏نياز بود، و آنكه ديده به مال ديگرى دوزد مستمند مى‏ميرد. آنكه بدانچه خداى عز و جل بدو داده خرسند نباشد خدا را در قضاى او متهم كرده است. آنكه گناه خود را خرد داند گناه جز خود را بزرگ شمارد. و آنكه گناه ديگرى را خرد به حساب آرد، گناه خود را بزرگ انگارد. آنكه پرده از عيب ديگرى برگيرد، عيبهاى درون خانه‏اش آشكار شود. آنكه شمشير ستم كشد، بدان كشته شود. آنكه براى برادر خود چاهى كند، خود در آن بيفتد.

آنكه با سفيهان بياميزد حقير شود و آنكه با علما نشيند وقار يابد. آنكه در جاى‏هاى بد در آيد متهم شود. پسركم حق را بگو! به سودت باشد يا به زيانت. از سخن چينى بپرهيز كه آن كينه را در دلهاى مردم مى‏كارد. پسركم! اگر جستجوى بخشش مى‏كنى به معدنهاى آن روى آور.

  
نویسنده : مرتضی حيدری ; ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ آبان ،۱۳۸٥

← صفحه بعد