دختر ازاری

سلام به همه عزیزان امروز به در خواسته آرش عزیز اون یکی مدیر روش های دختر آزاری رو براتون می خوام بنویسم !

چه زمونه ای شده ای خدا ! دخترهای این زمونه که دوست پسر نمی خوان ! پسری می خوان که ماشین داشته باشه با یه زنگ به پسره پیشه دختره باشه (در اصل آژانس ) تا پاهای بلوریش که از پای مرغ باریک تره خسته نشه !!!

این 2 خطه بالا دردو دله من با خدا بود . حالا پسرای عزیز روش های ضایع کردن دخترهارو بهتون آموزش می دهم ! البته بلا نسبت بعضی ها این موجودات خوش خط وخال ضایع خدایی هستن !

یکی از چیزهایی که شما پسر ها روزانه باهاش سروکار دارید اینه که با ماشین رفتین بیرون دارین خیابون هارو متر می کنید که ناگهان چشمتون به یکی از همین موجود فضایی ها می خوره ( دخترهای امروزی طوری آرایش می کنن که از مریخ آمدن ! ) طوری هم نگاهتون می کنن که با نگاهشون می گن ! آقای محترم میشه من رو سوار کنید - مخم رو هم 4 راه بعدی بزنید - 2 تا کوچه اون ورتر بهم پیش نهاده دوستی بدین !

شما پسر ها در این مواقع اگه می خواهید موجود فضایی رو ضایع کنید باید این روش رو پیاده کنید :

شما ماشین رو می زنید بقل که خانوم خانومارو سوار کنید و اونم خدا خواسته با کله سوار ماشین میشه

و شما هم مثل یک پسر جنتل من و با شخصیت به مسیره خودتون ادامه می دید و یک موزیک می گذارید

احتمال زیاد به شما می گه چی آهنگ قشنگی ! شما هم در جواب می گویید  جدی ؟ شما هم خوشتون میاد

اونم برای اینکه دل شمارو یه نمور به دست باره میگه آره . شما هم در جواب میگین من اصلا خوشم نمی یاد

و ضبط رو خاموش می کنید در مرحله اول اینجاست که میگن اونجای طرف داره می سوزه .  حالا شما سر صحبت رو باز کنید اسم و شجره نامه طرف رو ازش بپرسید  وقتی دیدین صحبت ها گل گرفت 4 راه بعدی دختررو

پباده کنید کرایه ماشینم ازش بگیرید . ( طرف با ابن کار قهوه ای می شود )  این کار یکی از بهترین کارها برای

ضایع کردن هستش .

ولی اگه می خواهید همیشه دخترهارو ضایع کنید هرچی که اونها می گن شما مخالفش رو انجام بدین .

 یکی از سرگرمی های دخترا اینه که با کله خودشون رو بندازن زمین این دختری که شما در عکس مشاهده می کنید داره همین کار رو می کنه و دماغش رو هم مدل هویجی عمل کرده ! به پاهاش هم توجه کنید از پای مرغ باریک تره !

راستی چند شخصیت نظامی کشور گفتند قدرت تخریب ضربه سره دخترها

از تخریب  موشک شهاب 3 بیشتر است !!

 

  
نویسنده : مرتضی حيدری ; ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ شهریور ،۱۳۸٥